اينجا و آنجا

ا) اينجا خيلي گرم است، نه هوايش گرم باشد؛ نه! روابط گرمتر است از تهران، برخوردها گرمتر است از تهران، دوستان گرمترند از تهران... منحيثالمجموع خوش مي گذرد بيشتر از تهران!
ي) اينجا آدمهاي باحال زياد دارد، آنهايي كه انگار برگشتنم جايشان را تنگ كرده، راستش منحيثالمجموع من يك صندلي جا ميگيرم، آن هم پشت ميز خودم است در شهرآرا!
ن) اينجا كامپيوتر با اينترنت در اختيارمان گذاشته اند با يك پسورد اختصاصي كه دائما چك شويم از بالا كه داريم چه غلطي ميكنيم. من حيث المجموع فيسبوك و يوتيوب و روز آنلاين و بالاترين و... تعطيل!
ج) اينجا يك تيمي دارد به نام ابومسلم. دهنمان سرويس شده در اين مدت تا با قلم و با ... سر و ساماني بدهيمش. اما ظاهرا آقايان دستبردار نيستند، منحيثالمجموع ميدانم كه ابومسلم با اين وضعيت آخر فصل را در كنار پيام مي گذارند.
ا) اينجا كامپيوتر بود، اينترنت هم بود، اما فونت مناسب نبود، من هم چون وسواس خاصي روي فونت وبلاگم دارم، آپديت نكردمش تا شما تا مدتي از خبر تولد من شاد باشيد و هي تبريك بگوييد. منحيثالمجموع قصد فقط يك به روز كردن ساده بود كه بفهميد هنوز زندهام شايد تا تولد سال آينده...
